كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

944

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

فرنگان جهت آن‌كه اسيران ايشان به ممالك روم مىافتند و راه ديگر نيست كه به فرنگ بازروند خود را به آن قلعه مىرسانند و در كشتى نشسته به فرنگ مىروند و فرنگان براى اين مصلحت آن قلعه را معمور داشته و هزار مرد را اجرت و ما يحتاج داده كوتوال مىسازند و ساكنان قلعه مجرّد مىباشند و از تمام ولايت فرنگ به آن‌جا نذور مىفرستند و به مثابت كعبه بزرگ و محترم مىدارند و تا غايت از آن‌جا جزيه و خراج به كسى نداده‌اند و پدر ايلدرم بايزيد لشكر به قصد فتح آن كشيد و به سعى تمام كوشيد و ايلدرم بايزيد نيز هفت سال آن را محاصره كرده و به جايى نرسيده و مسلمانان نزديك آن حصار بر سر كوهى قلعه‌اى دارند و آن را نيز ازمير مىگويند و پيوسته ميان اين دو حصار محاربه و كارزار است و بيشتر فرنگان غالب مىآيند . حضرت صاحب‌قران را از استماع اين خبر عرق ديندارى در حركت آمده همت خسروانه بر قلع آن قلعه گماشت و فرمان همايون نافذ شد كه اميرزاده پير محمد و امير شيخ نور الدين و ديگر امرا متوجه قلعه شوند و اول رسولى فرستاده ايشان را به ملت اسلام دعوت كنند . اگر به دين اسلام درآيند اعلام نمايند تا دربارهء ايشان انعام و اكرام فرمايند و الّا اقل ما فى الباب مطيع شده جزيه دهند . شاهزاده و امرا نزديك ازمير رفته ايلچى فرستادند و لطف وعده و عنف وعيد و انواع بيم و اصناف اميد پيغام دادند . اصلا مفيد نيفتاد و گمراهان بر كفر و ضلال اصرار نموده از قبول جزيه و مال ابا و امتناع كردند . حاكم قلعه كه ماه نوس « 1 » نام داشت كسان به شهرهاى سواحل كه در حكم فرنگ است ، مثل رمان ، غلطه و ساموس و هروس و خنجل « 2 » و غيره فرستاده لشكرها به معاونت او آمدند و دو هزار مرد مكمل جمع شدند و اسباب قلعه‌دارى مرتب ساختند . چون راى آفتاب اشراق صاحب‌قران آفاق بر اين احوال اطلاع يافت ، آغرق را

--> ( 1 ) . نسخ : مانوس . ( 2 ) . نسخ : جيجل - تصحيح از ظفرنامه .